السيد حامد النقوي
179
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و لاحقه ما انشاء اللَّه تعالى نزد ممعن بصير منجلى و مستنيرست پنجم آنكه حديث ما اظلت الخضراء و لا اقلت الغبراء اصدق من أبى ذر بلا ريب دليل كمال حضرت أبى ذر در صدق مىباشد ليكن اين معنى مستلزم آن نيست كه آن حضرت باب مدينهء علم هم قرار داده شود و من ادعى فعليه البيان ششم آنكه اين حديث شريف كه متفق عليه فريقين و مسلم بين الحزبينست بطرق متعدده و الفاظ شتى در مشاهير اسفار اجله احبار و حفاظ كبار مسرور و موجودست ليكن عاصمى در ايراد آن تصرف غريبى نموده بجاى اقلت الغبراء جملهء حملت الارض كه اثرى از آن در هيچ طريق از طرق اين حديث نيست وارد كرده و به اين تصرف بيحاصل اين حديث شريف را كه در فصاحت الفاظ و جزالت معانى و براعت نظم از جملهء دلائل مبهره بر كمال بلاغت افصح من نطق بالضاد مىباشد بىلطف گردانيده هفتم آنكه قول عاصمى فجعل له بابين باب الصدق و باب الزهد مثل قولين سابقين دو احتمال دارد يكى آنكه مقصود انفتاح باب صدق و باب زهد براى حضرت أبى ذر رضوان اللَّه عليه باشد و اين معنى منافى مذهب اهل حقّ نيست كما اشرنا إليه سابقا زيرا كه نزد ايشان انفتاح ابواب اين كمالات براى حضرت أبى ذر بسبب امتثال امر فمن أراد العلم فليات الباب صورت گرفته و هر كه داراى شطرى از درايت بوده باشد بيقين مىداند كه چون حضرت أبى ذر در مدينهء علم از باب آن داخل شدند لهذا به اين صفات كمال فائز شدند و از همين جاست كه حضرت أبى ذر معترف بكمال عظمت منزلت و جلالت مرتبت باب حقيقى مدينهء علم جناب امير المؤمنين عليه السّلام و ديگر اهلبيت نبوت و معدن رسالت بودند و انقطاعشان بسوى اين حضرات اظهر من الشمس و ابين من الامسست و احتمال ديگر درين قول عاصمى اينست كه مقصود او اثبات بودن حضرت أبى ذر باب مدينهء علم در صدق و زهد بوده باشد و اين معنى البته نزد اهل حقّ مقبول نيست و بعض دلائل آن قريبا گذشته و براهين عديدهء نفى آن از تقريرات سابقه و لاحقه متضح و متبين مىگردد كما لا يخفى على المتدرب الماهر و اللقف الخابر هشتم آنكه قول عاصمى و الزهد جامع للعلم كله مسلم ارباب معارف و علم و مقبول اصحاب عقول و حلوم نيست زيرا كه بسيارى از علوم حقه است كه زهد متعلق به آن نمىشود مثل علم بكوائن غابره و وقائع آتيه و اخبار بالغيب و غير ذلك و هرگز لازم نيست كه كسى كه زاهد باشد به اين علوم هم متصف باشد كما هو ظاهر كل الظهور پس چگونه مستقيم خواهد شد ادعاى اين معنى كه حضرت أبى ذر بسبب زهد خود داراى تمام علم بود نهم آنكه اگر حضرت أبى ذر بسبب زهد خود جامع تمام علم باشد لازم آيد مساوات او با جناب امير المؤمنين عليه السّلام در علم حال آنكه احدى از ارباب خبرت و تحقيق التزام به اين امر واقع نخواهد كرد چه اعلميت جناب امير المؤمنين عليه السّلام از تمامى اصحاب بادلّهء بسيار و شواهد بيشمار ثابتست و قد مضى منها ما هو شفاء و سياتيك ما يقصر عنه باع الاحصاء ؟ ؟ ؟ دهم آنكه اگر زهد حضرت أبى ذر جامع تمام علم باشد لازم آيد مساوات آن حضرت با جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در علم زيرا كه مفاد حديث مدينهء علم هم همينست كه آن جناب جامع كل علم بود پس هر گاه